1
00:00:08,200 --> 00:00:14,990
‫- چشمان سوگوار -

2
00:01:31,610 --> 00:01:35,950
‫قسمت ۵

3
00:01:37,950 --> 00:01:39,890
‫نگهبان‌های برج A هنوز پست‌هاشون
‫رو ترک نکردن.

4
00:01:39,890 --> 00:01:41,700
‫هرچه سریع‌تر کلکشون رو بکن.

5
00:01:41,700 --> 00:01:44,060
‫هفت دقیقه وقت داری تا اطلاعات رو برداری.

6
00:01:58,070 --> 00:01:59,390
‫با موفقیت وارد برج A شدم.

7
00:01:59,390 --> 00:02:02,300
‫فوراً برو طبقه ۲۱.
‫اطلاعات اونجاست.

8
00:02:02,560 --> 00:02:03,240
‫مفهوم بود.

9
00:02:08,450 --> 00:02:09,680
‫بازی...

10
00:02:10,410 --> 00:02:12,160
‫بالاخره شروع شد.

11
00:02:12,160 --> 00:02:14,810
‫کلمات حک شده بر سنگ.

12
00:02:14,810 --> 00:02:18,120
‫خارها و امعا و احشای سال‌های رفته.

13
00:02:18,120 --> 00:02:20,220
‫باران باش. غبار باش.

14
00:02:20,220 --> 00:02:22,800
‫اکنون در برابر چهره من سجده کن.

15
00:02:22,800 --> 00:02:25,140
‫حیرتت را زیر نگاه من نشان بده.

16
00:02:25,140 --> 00:02:26,670
‫چرا که من پادشاه تو هستم.

17
00:02:26,670 --> 00:02:29,000
‫گذشته‌ات، و آینده‌ات.

18
00:02:29,000 --> 00:02:34,710
‫گوش‌هایت برای نغمه‌های من است،
‫و استخوان‌ها، انگشتان و نبضت...

19
00:02:34,710 --> 00:02:36,490
‫برای صدای پادشاه.

20
00:02:36,490 --> 00:02:38,880
‫ریتم من جانت را خواهد گرفت.

21
00:02:39,200 --> 00:02:41,680
‫خاکسترت مایه افتخارت خواهد شد.

22
00:02:41,680 --> 00:02:43,440
‫من برهانم.

23
00:02:43,440 --> 00:02:45,210
‫من قانونم.

24
00:02:52,060 --> 00:02:53,650
‫بد نبود.

25
00:02:53,650 --> 00:02:54,830
‫بیا ادامه بدیم.

26
00:02:54,830 --> 00:02:57,400
‫بهت اجازه می‌دم جلوی چشم‌هام اطاعت کنی.

27
00:02:58,400 --> 00:02:58,940
‫چی شده؟

28
00:02:58,940 --> 00:03:01,360
‫من... صدای یه «یان‌لینگ» می‌شنوم.

29
00:03:01,360 --> 00:03:02,250
‫یه یان‌لینگ؟

30
00:03:02,250 --> 00:03:03,620
‫اگه درست شنیده باشم،

31
00:03:03,620 --> 00:03:06,450
‫یکی اون طرف داره از «خدمتگزار شاه» استفاده می‌کنه.

32
00:03:06,450 --> 00:03:08,000
‫خدمتگزار شاه؟!

33
00:03:08,000 --> 00:03:13,180
‫تو اطلاعاتمون حرفی از دورگه‌هایی که بتونن تو این شرکت امنیتی
‫از یان‌لینگ استفاده کنن، نبود.

34
00:03:13,180 --> 00:03:15,080
‫رتبه یان‌لینگِ «خدمتگزار شاه» بالا نیست،

35
00:03:15,080 --> 00:03:18,260
‫ولی می‌تونه یه گروه از آدم‌های معمولی رو
‫تبدیل به یه ارتش کنه!

36
00:03:19,180 --> 00:03:22,760
‫چو زیهانگ، اون طرف یکی هست که می‌تونه
‫از یان‌لینگِ «خدمتگزار شاه» استفاده کنه،

37
00:03:22,760 --> 00:03:24,990
‫پس اصلا ملاحظه نکن!

38
00:03:24,990 --> 00:03:26,770
‫خدمتگزار شاه...

39
00:03:27,920 --> 00:03:29,140
‫متوجه شدم.

40
00:03:30,400 --> 00:03:32,850
‫گوش‌هایت برای نغمه‌های من است...

41
00:03:32,850 --> 00:03:36,210
‫و استخوان‌ها، انگشتان و نبضت...

42
00:03:36,950 --> 00:03:38,590
‫برای صدای پادشاه.

43
00:03:39,330 --> 00:03:40,990
‫ریتم من جانت را خواهد گرفت.

44
00:03:42,290 --> 00:03:45,640
‫خاکسترت مایه افتخارت خواهد شد.

45
00:03:45,640 --> 00:03:47,250
‫من برهانم.

46
00:03:47,750 --> 00:03:49,350
‫من قانونم.

47
00:03:49,920 --> 00:03:52,440
‫کلمات حک شده بر سنگ.

48
00:03:52,440 --> 00:03:55,810
‫خارها و امعا و احشای سال‌های رفته.

49
00:03:55,810 --> 00:03:58,130
‫باران باش. غبار باش.

50
00:04:11,480 --> 00:04:15,370
‫این ورد... مال یان‌لینگِ رتبه بیست و نهمه.

51
00:04:15,370 --> 00:04:16,520
‫خدمتگزار شاه.

52
00:04:16,960 --> 00:04:19,170
‫باعث می‌شه اهداف انتخابی که تو قلمروی
‫اجراکننده هستن،

53
00:04:19,170 --> 00:04:22,150
‫یه تقویت جسمانی موقت دریافت کنن.

54
00:04:22,150 --> 00:04:26,450
‫حداکثرِ این قدرت می‌تونه تا سر حدِ تواناییِ
‫بدن انسان بالا بره.

55
00:04:26,940 --> 00:04:31,580
‫چرا تو برج‌های «رونده» کسی هست
‫که می‌تونه از همچین یان‌لینگ سطح بالایی استفاده کنه؟

56
00:04:32,640 --> 00:04:35,120
‫به نظر میاد یه تناقض جدی تو اطلاعاتمون وجود داره.

57
00:05:16,540 --> 00:05:18,390
‫با اینکه ضربه‌م کشنده نبود،

58
00:05:18,390 --> 00:05:21,300
‫ولی کافی بود که کارکرد بدنشون رو فلج کنه.

59
00:05:21,300 --> 00:05:24,040
‫چرا... هنوز می‌تونن سر پا وایسن؟!

60
00:05:38,410 --> 00:05:39,690
‫دنبالم نمیان؟

61
00:05:43,230 --> 00:05:45,400
‫می‌خوان من برم روی پل معلق؟

62
00:05:45,400 --> 00:05:47,200
‫قصدشون چیه؟

63
00:05:49,290 --> 00:05:51,630
‫کلمات حک شده بر سنگ.

64
00:05:51,630 --> 00:05:55,000
‫خارها و امعا و احشای سال‌های رفته.

65
00:05:55,000 --> 00:05:57,210
‫باران باش. غبار باش.

66
00:05:57,520 --> 00:05:59,850
‫اکنون در برابر چهره من سجده کن.

67
00:06:00,330 --> 00:06:02,170
‫حیرتت را زیر نگاه من نشان بده.

68
00:06:02,560 --> 00:06:04,050
‫چرا که من پادشاه تو هستم.

69
00:06:04,050 --> 00:06:06,550
‫گذشته‌ات، و آینده‌ات.

70
00:06:06,420 --> 00:06:08,510
‫خدمتگزاران مرگ؟

71
00:06:06,550 --> 00:06:12,680
‫گوش‌هایت برای نغمه‌های من است،
‫و استخوان‌ها، انگشتان و نبضت...

72
00:06:12,680 --> 00:06:14,810
‫برای صدای پادشاه.

73
00:06:15,080 --> 00:06:17,630
‫ریتم من جانت را خواهد گرفت.

74
00:06:17,630 --> 00:06:20,000
‫خاکسترت مایه افتخارت خواهد شد.

75
00:06:20,360 --> 00:06:21,800
‫من برهانم.

76
00:06:22,110 --> 00:06:23,530
‫من قانونم.

77
00:06:44,290 --> 00:06:45,380
‫بابا...

78
00:07:00,890 --> 00:07:02,100
‫چی شد؟

79
00:07:02,760 --> 00:07:04,880
‫نمی‌دونم! چیزی خورد به ساختمون؟!

80
00:07:04,880 --> 00:07:05,730
‫چه خبره بابا؟!

81
00:07:17,040 --> 00:07:19,620
‫کابل‌های پل معلق... پاره شد!

82
00:07:20,200 --> 00:07:23,420
‫پس... اینکه منو کشوندن روی پل معلق
‫یه تله بود.

83
00:07:23,990 --> 00:07:25,710
‫می‌خواید منو بکشید؟

84
00:07:29,260 --> 00:07:30,590
‫خشم خون!

85
00:07:59,700 --> 00:08:00,710
‫شرمنده...

86
00:08:01,770 --> 00:08:05,780
‫نمی‌تونم بذارم... بیشتر از این وقتم رو تلف کنید.

87
00:08:17,090 --> 00:08:18,060
‫پل معلق!

88
00:08:18,060 --> 00:08:19,510
‫پل معلق سقوط کرد!

89
00:08:19,510 --> 00:08:22,100
‫چی شد؟ چو زیهانگ حالش خوبه؟

90
00:08:22,100 --> 00:08:23,760
‫کالج عملیات رو متوقف نکرده.

91
00:08:23,760 --> 00:08:25,250
‫چو زیهانگ باید سالم باشه.

92
00:08:25,250 --> 00:08:26,560
‫سوال اینجاست که،

93
00:08:26,560 --> 00:08:28,650
‫اون ماشینه مال ما نیست؟

94
00:08:28,650 --> 00:08:30,270
‫کی پشت فرمونش بود؟

95
00:08:30,270 --> 00:08:33,710
‫نمی‌دونم، ولی من هنوز سوییچ ماشین رو دارم.
‫چطور ممکنه...

96
00:08:34,220 --> 00:08:37,410
‫حالا که دشمنه، شلیک کنید!
‫راننده رو نفله کن!

97
00:08:37,410 --> 00:08:38,180
‫پس من...

98
00:08:38,180 --> 00:08:38,700
‫بذار به عهده من.

99
00:08:40,490 --> 00:08:41,540
‫مراقب باش!

100
00:08:43,620 --> 00:08:45,620
‫هیچکس... روی صندلی راننده نیست؟!

101
00:08:48,560 --> 00:08:49,970
‫کسی پشتش نبود؟

102
00:08:49,970 --> 00:08:52,510
‫ماشینه... خودش تا اینجا رونده!

103
00:08:54,090 --> 00:08:55,120
‫ظاهراً...

104
00:08:55,890 --> 00:08:57,680
‫توی هچل افتادیم!

105
00:10:27,780 --> 00:10:31,360
‫شما... خدمتگزاران مرگ...

106
00:10:32,010 --> 00:10:35,460
‫شما... بابامو ازم گرفتید...

107
00:10:36,840 --> 00:10:39,280
‫تاثیر «خشم خون» واقعاً چشمگیره.

108
00:10:40,030 --> 00:10:43,240
‫با موهبت «خدمتگزار شاه»،

109
00:10:42,100 --> 00:10:43,240
‫بابامو ازم گرفتید...

110
00:10:43,240 --> 00:10:47,910
‫باید بتونید به زودی وارد توهم بشید.

111
00:10:49,410 --> 00:10:52,340
‫شش سال منتظر بودم!

112
00:11:03,100 --> 00:11:04,550
‫دشمن چیه؟

113
00:11:05,260 --> 00:11:08,390
‫فقط... جرش بده!

114
00:12:00,310 --> 00:12:01,320
‫شماها...

115
00:12:02,240 --> 00:12:03,770
‫چرا اینجایید؟

116
00:12:04,610 --> 00:12:06,590
‫نباید اینجا باشید.

117
00:12:07,360 --> 00:12:12,290
‫جای شما تو «نیبلونگن» یا جهنمه.

118
00:12:13,300 --> 00:12:17,880
‫از بلندای بابل، در خورشید بسوز!

119
00:12:18,480 --> 00:12:20,880
‫شعله‌های فرمانروا!

120
00:12:26,570 --> 00:12:28,760
‫چه شبِ شادیه.

121
00:12:28,760 --> 00:12:32,270
‫ممنونم، چو زیهانگ.

122
00:12:32,270 --> 00:12:33,950
‫ارتباط با نیروها قطع شده.

123
00:12:33,950 --> 00:12:36,270
‫تکرار می‌کنم، ارتباط با نیروها قطع شده.

124
00:12:34,390 --> 00:12:36,270
‫چـ چـ چی داره می‌شه؟!

125
00:12:34,390 --> 00:12:36,270
‫چی شد؟! تصویر کو؟!

126
00:12:36,270 --> 00:12:37,790
‫چه غلطی داره می‌شه اونجا؟

127
00:12:37,790 --> 00:12:39,440
‫همش تقصیر اون ماشینِ بدون راننده‌ست.

128
00:12:39,440 --> 00:12:40,940
‫لعنتی!

129
00:12:41,350 --> 00:12:43,490
‫چو زیهانگ کجاست؟ چو زیهانگ کجاست؟

130
00:12:43,490 --> 00:12:46,320
‫تیم ضربت طبقه اول، سریع عقب‌نشینی کنید!

131
00:12:46,320 --> 00:12:49,280
‫دستور دریافت شد. همه فوراً از برج‌های «رونده»
‫عقب‌نشینی کنن!

132
00:12:49,280 --> 00:12:49,870
‫اطاعت!

133
00:12:49,870 --> 00:12:51,440
‫عملیات لغو شد!

134
00:12:51,440 --> 00:12:53,910
‫نه، عملیات ادامه داره.

135
00:12:54,400 --> 00:12:56,780
‫من می‌دونم چو زیهانگ کجاست.

136
00:12:56,780 --> 00:12:57,830
‫نورما.

137
00:12:57,830 --> 00:13:00,610
‫در حال شناسایی منبع سیگنال چو زیهانگ.

138
00:13:01,050 --> 00:13:02,260
‫اون...

139
00:13:02,680 --> 00:13:05,090
‫چو زیهانگ حالش خوبه.

140
00:13:05,090 --> 00:13:06,940
‫توی طبقه بیست و یکمه.

141
00:13:08,060 --> 00:13:09,360
‫خداروشکر.

142
00:13:09,360 --> 00:13:10,750
‫داره چیکار می‌کنه؟

143
00:13:10,750 --> 00:13:12,060
‫نمی‌دونم.

144
00:13:12,060 --> 00:13:14,450
‫ولی اون هیچ‌وقت من رو ناامید نکرده.

145
00:13:14,450 --> 00:13:17,370
‫چیزی که لازم داریم رو برمی‌گردونه.

146
00:13:17,370 --> 00:13:18,960
‫بیشتر از دو دقیقه وقت داریم.

147
00:13:18,960 --> 00:13:20,270
‫هنوز وقت هست.

148
00:13:20,270 --> 00:13:21,780
‫دو دقیقه؟

149
00:13:21,780 --> 00:13:25,500
‫باید تا الان با اطلاعات سوار آسانسور شده باشه
‫و بیاد پایین!

150
00:13:25,500 --> 00:13:27,500
‫کل برنامه از زمان‌بندی عقبه!

151
00:13:27,500 --> 00:13:29,410
‫به دانشجوهای خودت دستور بده فوراً برگردن!

152
00:13:29,410 --> 00:13:30,930
‫نگران نباش.

153
00:13:30,930 --> 00:13:32,850
‫ماموریت رو تموم می‌کنه،

154
00:13:32,850 --> 00:13:35,370
‫و خودش اطلاعات رو برمی‌داره میاره.

155
00:13:37,670 --> 00:13:38,800
‫این چیه؟

156
00:13:38,800 --> 00:13:42,130
‫این نسخه واقعیِ گزارش ماموریت قبلیشه.

157
00:13:42,450 --> 00:13:46,320
‫اونی که توی نورما پیدا کردی رو
‫من یه دستی به سر و روش کشیدم.

158
00:13:50,720 --> 00:13:52,950
‫حالا فهمیدی، نه؟

159
00:13:52,950 --> 00:13:55,930
‫وضعیت فعلی براش سخت نیست.

160
00:13:55,930 --> 00:13:59,600
‫فقط امیدوارم قضیه رو خیلی پیچیده نکنه.

161
00:14:00,830 --> 00:14:05,320
‫می‌... می‌دونی دانشجوت واقعاً چیه؟

162
00:14:05,320 --> 00:14:08,720
‫نمی‌دونم، ولی خیلی به درد بخوره.

163
00:14:08,720 --> 00:14:10,530
‫ولی تو بهش اعتماد نداری،

164
00:14:10,880 --> 00:14:13,650
‫واسه همین روش دستگاه ردیاب کار گذاشتی.

165
00:14:13,650 --> 00:14:15,180
‫خودش می‌دونه؟

166
00:14:15,180 --> 00:14:16,720
‫نه نمی‌دونه.

167
00:14:16,720 --> 00:14:19,220
‫بحثِ اعتماد نیست.

168
00:14:19,220 --> 00:14:21,680
‫مثلِ داشتنِ یه چاقوی تیزه.

169
00:14:21,680 --> 00:14:24,010
‫همیشه باید چشمت بهش باشه،

170
00:14:24,010 --> 00:14:27,470
‫تا یه وقت تصادفی به کسی صدمه نزنه.

171
00:14:27,880 --> 00:14:31,090
‫ردیابِ چو زیهانگ کجاست؟

172
00:14:31,090 --> 00:14:33,840
‫یه دندونش رو توی بهداریِ کالج پر کرد،

173
00:14:33,840 --> 00:14:37,980
‫همون موقع ردیاب توی دندون عقلش کاشته شد.

174
00:14:37,980 --> 00:14:40,370
‫با یه روکش تیتانیوم پوشونده شده،

175
00:14:40,370 --> 00:14:42,320
‫واسه همین توی عکس رادیولوژی معلوم نیست.

176
00:14:43,500 --> 00:14:47,190
‫ها؟ حتی کسی با همچین اصل و نسب خفنی هم
‫دندونش کرم می‌خوره؟

177
00:14:47,190 --> 00:14:51,900
‫راستش وقتی فهمیدم دندونش پوسیده،
‫یه نفس راحت کشیدم.

178
00:14:52,770 --> 00:14:54,170
‫نگران نباش.

179
00:14:54,170 --> 00:14:56,880
‫به زودی ماموریت رو تموم می‌کنه،

180
00:14:56,880 --> 00:14:59,600
‫و چیزی که لازم داریم رو میاره.

181
00:15:18,680 --> 00:15:20,450
‫یکی اونجاست...

182
00:15:21,200 --> 00:15:22,630
‫اون بالا...

183
00:15:23,740 --> 00:15:24,860
‫باید...

184
00:15:26,500 --> 00:15:28,390
‫برم بالا.

185
00:15:35,440 --> 00:15:37,190
‫بیا، عوضی!

186
00:15:37,190 --> 00:15:39,700
‫این مخفیگاه فقط یه راه ورود داره.

187
00:15:39,700 --> 00:15:41,460
‫اونم همین آسانسوره!

188
00:15:41,460 --> 00:15:42,830
‫بیا، بیا!

189
00:15:42,830 --> 00:15:44,880
‫دارمت!

190
00:15:44,880 --> 00:15:47,440
‫برام مهم نیست کی هستی. من نمی‌ترسم!

191
00:15:47,440 --> 00:15:50,380
‫حتی کله‌گنده‌ترین آدم‌ها هم با گلوله می‌میرن.

192
00:15:50,380 --> 00:15:52,630
‫من تفنگ دارم، دیگه از کی بترسم؟

193
00:16:00,730 --> 00:16:03,350
‫از زیرِ زمین... منفجر شد اومد بالا!

194
00:16:03,350 --> 00:16:07,690
‫عوضی! آشغال!
‫بمیر، بمیر، بمیر، بمیر، بمیر!

195
00:16:14,600 --> 00:16:15,850
‫بمیرید...

196
00:16:16,570 --> 00:16:17,530
‫همه...

197
00:16:19,200 --> 00:16:20,200
‫باید بمیرن.

198
00:16:24,950 --> 00:16:25,830
‫داداش...

199
00:16:25,830 --> 00:16:28,040
‫چو زیهانگ

200
00:16:26,190 --> 00:16:28,040
‫داداش، تلفن رو جواب بده.

201
00:16:29,360 --> 00:16:32,090
‫تو رو خدا، تو رو خدا تو دردسر نیفت.

202
00:16:32,540 --> 00:16:33,300
‫الان می‌رسم اونجا.

203
00:16:59,160 --> 00:17:01,620
‫داداش... داداش، داداش!

204
00:17:03,770 --> 00:17:07,180
‫لو مینگ‌فی.

205
00:17:09,250 --> 00:17:11,760
‫داداش، داداش، داداش!

206
00:17:11,760 --> 00:17:14,040
‫جواب بده، داداش!

207
00:17:14,610 --> 00:17:15,680
‫داداش!

208
00:17:24,230 --> 00:17:27,280
‫من... دارم کنترل می‌شم؟

209
00:17:28,340 --> 00:17:30,060
‫توسط «خدمتگزار شاه»...

210
00:17:32,380 --> 00:17:33,730
‫نـ... نـ... منو نکش.

211
00:17:33,730 --> 00:17:35,940
‫نه، نه، نه... نکن... نکن...

212
00:17:36,530 --> 00:17:39,190
‫اون... پدرته؟

213
00:17:42,070 --> 00:17:44,540
‫آره، آره! اون پدرمه!

214
00:17:44,540 --> 00:17:46,460
‫پدرِ... پدرِ منه!

215
00:17:47,110 --> 00:17:48,500
‫هواشو داشته باش.

216
00:17:51,350 --> 00:17:53,020
‫زیاد وقت ندارم.

217
00:17:53,020 --> 00:17:55,090
‫تو چیزی رو برداشتی که نباید برمی‌داشتی.

218
00:17:55,090 --> 00:17:58,300
‫مـ... می‌دونم. روی مبله!

219
00:17:59,190 --> 00:18:00,260
‫بازش کردی؟

220
00:18:00,820 --> 00:18:01,810
‫غلط بکنم!

221
00:18:01,810 --> 00:18:04,020
‫ما جرات نمی‌کنیم به پرونده‌های خصوصی
‫مشتری‌هامون نگاه بندازیم.

222
00:18:04,020 --> 00:18:05,640
‫قرار بود امشب ارسال بشه،

223
00:18:05,640 --> 00:18:08,890
‫ولی شما اومدید، واسه همین...

224
00:18:14,280 --> 00:18:17,220
‫متاسفم که باعث ضرر مالی شدم.

225
00:18:17,220 --> 00:18:18,860
‫ایـ... ایرادی نداره.

226
00:18:20,370 --> 00:18:23,900
‫نکنه... اون پیک موتوریه؟

227
00:18:26,040 --> 00:18:28,820
‫بابا، واسه شام میام خونه.

228
00:18:28,820 --> 00:18:30,630
‫یه غذای گرم برام نگه دار.

229
00:18:33,840 --> 00:18:35,110
‫ماموریت انجام شد.

230
00:18:35,110 --> 00:18:36,710
‫حق با شما بود.

231
00:18:36,710 --> 00:18:40,000
‫چو زیهانگ کاملاً توانایی اینو داشت که
‫تنهایی ماموریت رو تموم کنه.

232
00:18:40,000 --> 00:18:43,310
‫اما در عین حال، اون نمی‌تونه با بقیه کار کنه.

233
00:18:43,310 --> 00:18:45,890
‫خونش خیلی قویه.

234
00:18:45,890 --> 00:18:48,710
‫در مسیرِ پیدا کردنِ قوی‌ترین دانشجوها،

235
00:18:48,710 --> 00:18:51,500
‫فقط قوی‌ترین‌ها قابل قبول هستن.

236
00:18:51,500 --> 00:18:54,270
‫بقیه به کار نمیان.

237
00:18:54,270 --> 00:18:58,030
‫ولی چون اون قوی‌ترینه،
‫دوباره به مشکل خورده.

238
00:18:58,790 --> 00:19:00,910
‫یک دقیقه و ۵۰ ثانیه بعد از شروع ماموریت،

239
00:19:00,910 --> 00:19:03,570
‫اون کاملاً از نقشه‌ای که طرح شده بود
‫منحرف شد.

240
00:19:03,570 --> 00:19:07,200
‫ما هیچ ایده‌ای نداریم که تو اون ۳ دقیقه و ۱۰ ثانیه
‫داشته چه غلطی می‌کرده.

241
00:19:07,200 --> 00:19:10,310
‫تازه، کلی خسارت هم به بار آورده.

242
00:19:10,310 --> 00:19:13,630
‫جمع و جور کردنِ گندکاریِ این حادثه
‫اصلاً آسون نیست.

243
00:19:15,900 --> 00:19:17,000
‫بله.

244
00:19:17,780 --> 00:19:19,600
‫طبق گزارش ماموریت،

245
00:19:19,600 --> 00:19:24,010
‫ممکنه این بار تا مرزِ از دست دادنِ کنترلش
‫پیش رفته باشه.

246
00:19:33,480 --> 00:19:36,070
‫من می‌تونم خودمو بزنم به اون راه که نمی‌دونم،

247
00:19:36,480 --> 00:19:38,940
‫ولی تو باید یه راهی برای مدیریتش پیدا کنی.

248
00:19:41,220 --> 00:19:46,690
‫بعضی وقتا، ترجیح می‌دادم اونم مثل لو مینگ‌فی بود،
‫بدون هیچ توانایی خاصی.

249
00:19:46,690 --> 00:19:48,080
‫چرت نگو!

250
00:19:48,080 --> 00:19:51,040
‫مینگ‌فی پر از ایده‌های نابه.

251
00:19:51,040 --> 00:19:56,670
‫آره؟ پس بهم بگو، شاگرد عزیز دردونه‌ت
‫وسط ماموریت داشته چه غلطی می‌کرده؟

252
00:19:56,670 --> 00:19:58,430
‫آمم... اون... اون...

253
00:19:58,430 --> 00:20:01,820
‫در طول ماموریت، سرِ قرار با یه دختر بوده.

254
00:20:01,820 --> 00:20:02,480
‫هان؟

255
00:20:02,480 --> 00:20:04,430
‫ولی خیلی سریع فلنگ رو بست،

256
00:20:04,430 --> 00:20:07,450
‫و الانم داره می‌ره سمت محل حادثه

257
00:20:07,450 --> 00:20:09,610
‫تا به چو زیهانگ ملحق بشه.

258
00:20:12,980 --> 00:20:15,970
‫اوه اوه، انگار مزاحم کارش شدن.

259
00:20:15,970 --> 00:20:20,010
‫وگرنه، چو زیهانگ که کنترلش رو از دست داده بود،
‫قطعاً این بلوک رو با خاک یکسان می‌کرد.

260
00:20:25,950 --> 00:20:26,820
‫بگذریم.

261
00:20:27,430 --> 00:20:30,330
‫کاری کردم که از «خشم خون» استفاده کنی،
‫پس بیهوده نبود.

262
00:20:31,940 --> 00:20:34,490
‫مشتاق دیدارِ درست و حسابی تو دفعه بعدم.

263
00:20:56,730 --> 00:20:57,700
‫داداش!

264
00:20:58,150 --> 00:20:59,050
‫داداش!

265
00:21:03,650 --> 00:21:04,550
‫داداش!

266
00:21:05,640 --> 00:21:07,930
‫چـ... چطوری اینجوری داغون شدی؟

267
00:21:11,260 --> 00:21:12,330
‫مینگ‌فی...

268
00:21:13,350 --> 00:21:15,350
‫داداش. داداش، تو...

269
00:21:16,320 --> 00:21:18,630
‫چرا این شکلی شدی آخه داداش؟

270
00:21:19,440 --> 00:21:21,340
‫من... من... من...

271
00:21:23,550 --> 00:21:24,510
‫داداش! دا...

272
00:21:26,840 --> 00:21:27,980
‫من خوبم.

273
00:21:29,490 --> 00:21:31,600
‫فقط بذار یه کم تکیه بدم به شونه‌ت.

274
00:21:33,820 --> 00:21:36,770
‫ممنونم، لو مینگ‌فی.

275
00:21:39,680 --> 00:21:40,910
‫داداش...

276
00:21:42,950 --> 00:21:44,320
‫کار تو بود...

277
00:21:45,150 --> 00:21:46,680
‫که باعث شدی بارون...

278
00:21:47,710 --> 00:21:48,990
‫بند بیاد.

279
00:21:51,220 --> 00:21:52,420
‫دمت گرم.

